الشيخ محمد تقي بهجت

146

جامع المسائل ( فارسي )

ج بلى وارد است و از جمله از براى قضاى مفرِّط با احتراق تمام قرص « 1 » و احوط « 2 » وجوب غسل است . يا رفتن به جهت ديدن دار كشيده شده يا كُشتن چلپاسه است ، پس از براى آن ، زمان معيّنى نيست و در تمام عمر ، وقت آن باقى است . وقت اغسال فعليّه و ناقض آنها و آن چه از براى به جا آوردن عملى است بعد از غسل از قبيل غسل زيارت يا غسل به جهت نماز حاجت و شبه اينها ، پس اقوى اين است كه غسل در اوّل روز ، كفايت مىكند تا آخر آن و همچنين در اولِ شب غسل نمودن مجزى است از براى عمل در آخر شب ، بلكه مىتوان گفت به غسلى كه در روز به جا آورده ، مىتواند شب ، عمل آن را به جا آورد و همچنين به عكس . و منتقض نمىشود غسل مذكور ، به خوابيدن پيش از عمل على المعروف ؛ ولى احوط تجديد است ؛ اما غير خواب از ساير نواقض ، پس اقوى آن است كه به سبب آنها غسل منتقض مىشود « 3 » .

--> « 1 » در كسوف و خسوف . « 2 » اين احتياط لازم نيست و همچنين است غسل مولود . « 3 » لكن بدون فرق بين خوابيدن و غير آن ؛ و همچنين در اغسال مكانيّه بخلاف زمانيّه بنا بر اظهر .